کد خبر : 238395
تاریخ انتشار : 17 اردیبهشت 1397 10:24
تعداد مشاهدات : 80

تاثیر واقعیت درمانی بر موفقیت دانش آموزان

واقعیت درمانی نوعی روان درمانی است که در آن سعی می شود با توجه به مفاهیم واقعیت٬مسئولیت و امور درست و نادرست در زندگی فرد٬به رفع مشکلات او کمک کند.

 

برای داشتن مدرسه موفق ، معلم و مدرسه نقش اساسی دارند . تا زمانی که مدارسی را به وجود نیاورده باشیم که کودکان بتوانند از طریق استفاده منطقی و عقلانی از توانایی هایشان به موفقیت دست یابند ، شاهد افزایش نابسامانی های اجتماعی خواهیم بود .

هیچ کس به اندازه افرادی که در مدارس کار می کنند از مشکلات دانش آموزان شکست خورده آگاه نیست . معلمان و مدیران از دانش آموزانی که در روند تحصیل و مدرسه ، کاملاً متمرد بوده و در بسیاری از موارد دچار یأس و دلسردی شده بودند ، یاد می کنند و معتقدند بی انگیزه بودن ، شکست خوردن و بی احساس بودن ، مشکل اساسی اینگونه دانش آموزان در مدارس است .

برخی از روان شناسان برای موفقیت بیشتر دانش آموزان از واقعیت درمانی استفاده می کنند.

و معتقدند  که نیازهای انسان شامل دو قسمت عمده می باشد :

– نیاز به مبادله عشق و محبت

– نیاز به احساس ارزشمند بودن

1- نیاز به مبادله عشق و محبت

فرد باید دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن را بیاموزد ، او باید در این دنیا شخصی را پیدا کند که دوستش داشته باشد و متقابلاً شخص دیگری نیز او را دوست بدارد . اگر شخص در تقدیم و در دریافت محبت موفق شود و بتواند این روال را با ثبات نسبی در طول دوران زندگی خود ادامه دهد ، فرد نسبتاً موفقی خواهد بود . کودکان و نوجوانان شدیداً به محبت وعاطفه نیازمند هستند نه تنها از جانب معلمان بلکه در بین خودشان نیز این گونه است . ولی در مدرسه امکان و فرصت آن ها برای دستیابی به عاطفه بسیار اندک است .

2-  احساس ارزشمندی

برای کسب این احساس ، معلومات و قدرت تفکر لازم است . اگر کودکی که به مدرسه رفته ، در تحصیل معلومات « فراگیری شیوه تفکر و حل مشکلات » شکست بخورد ، بعید است که خانواده و یا اطرافیان او بتوانند شکست وی را جبران کنند . علاوه بر آن دانش آموزان در خلال فراگیری روش تفکر و حل مسائل ( که لازمه دستیابی به احساس ارزشمندی است ) می توانند آموختن اهداء و دریافت محبت و اعتماد به نفس کافی را به دست آورند . شخصی که مورد محبت است و یادگرفته عشق بورزد ، شانس خوبی برای موفقیت در عرصه زندگی دارد ، چرا که او به مدد نیروی حاصل از محبت ، انگیزه بیشتری برای موفقیت و احساس ارزشمندی می کند ، می تواند مقداری از ناکامی هایی را که ممکن است برایش رخ داده باشد ، در نتیجه دوست داشتن ها ، تحمل کند .

ما باید مطمئن باشیم مدرسه ، یعنی مهمترین تجربه در مرحله رشد انسان دو طریقه ضروری را برای او فراهم می آورد .

1-  امکان اهداء ودریافت محبت

2-  فرصت برخورداری از تحصیلات و متعاقباً احساس ارزشمندی

در قلمرو مدرسه ، محبت میتواند به عنوان بهترین نوع احساس مسئولیت اجتماعی قلمداد شود.

دانش آموزان باید یاد بگیرند که چگونه در کوران مشکلات اجتماعی و آموزش مدرسه ، حساسیت و دلسوزی را داشته و برای حل این مشکلات به یکدیگر کمک کنند.اگر شخص نتواند از طریق مناسب به هویت دست یابد سعی می کند از طرق دیگر یعنی بزهکاری ، انزوا و انفعال به این هدف نایل شود و این راه ها نیز شخص را به یک هویت دیگر می رساند : هویت شکست .

هر قدر هم کیفیت علمی مدارس بهبود یابد ، دانش آموزان ، بدون پشتکار و انضباط شخصی نمی توانند به موفقیت نایل آیند .

کار مدرسه آموزش تفکر به دانش آموزان می باشد . برنامه تحصیلی باید به نحوی تدوین شود که در حل مشکلات علمی و اجتماعی ، محرک بچه ها باشد .

فقط در مدرسه ای که معلم و شاگرد رابطه عاطفی با هم داشته و طی دوران تحصیل قدم به قدم درکنار یکدیگر برای تفکر وحل مشکلات گام برمی دارند ، می توانند به شاگردان کمک کنند تا آن ها خودشان را برای زندگی موفقیت آمیزدر دنیا آماده سازند . معلمان نباید در کار با فرد شکست خورده مرتب یادآور شکست او باشند و آن را گوشزد کنند زیرا او همچنان در روند شکست باقی خواهد ماند. برای توقف این دور معیوب ، باید روی زمان حال کار کنیم و بدانیم شخصی که در طول عمر خود شکست خورده اگر حالا با یک فرد مسئول روبرو شود ، می تواند به موفقیت برسد بنابراین با چشم پوشی از شکست گذشته ، کودک را تشویق کنیم تا رفتارهای فعلی خود را تغییر دهد . برای هدایت کودک شکست خورده به سوی موفقیت ، باید او را وادار کنیم در مورد رفتارهای خود که در شکستنش سهمی دارد یک قضاوت ارزشی انجام دهد .

در مدرسه ی موفق ازدانش آموز خواسته می شود ، شیوه رفتاری شایسته تری را انتخاب کند اگر او از شیوه های بهتر ، شناختی نداشته باشد ، معلم باید او را راهنمائی کرده و چند راه حل پیشنهاد کند .

بچه ها از دوره کودکستان و در دوره های بعد و در مقاطع عالی تر ، فرد مسئولی بار می آیند ودارای شعور اجتماعی می شوند ، در آن صورت نیاز ما به مقررات و مجازاتها نیز کمتر می شود .

البته انجام یک قضاوت ارزشی برای کودک کافی نیست ، او باید راه بهتری را انتخاب کند و خود را در قبال انتخاب خویش متعهد بداند .

وقتی دانش آموز ارزیابی ارزشی انجام می دهد . متعهد به تغییر رفتار خود می شود ، هیچ عذری برای ادامه ندادن این راه تا انتهای آن پذیرفته نیست این یعنی انضباط .

اگر دانش آموزان چنین عملکردی را بیاموزند . از این پس آنها فرد تنهایی نخواهند بود و به رشد و بلوغ دست یافته ، احترام و ارزش ، محبت و یک هویت موفق را به دست خواهند آورد .

 

منابع: سیویلیکا، فرزندپروری، ویلیام گلاسر


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
اثر قبلی
اثر قبلی
تعداد آثـار
378
تعداد مراکز آموزشی
36
تعداد اعضای سایت
594
اثر قبلی
تمــاس با مــــــــــا
اثر قبلی
: پست الکترونیک
honar@tebyan.com
:شماره تلفن
81202203
:آدرس
تهران،خیابان نادری،نبش حجت دوست ، پلاک 12